مرتضى مطهرى
121
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
احكام آيين دنياى قديم است . اين آيين زمانى نقش مهمى در تاريخ جهان بازى كرده و با اينكه عدهء پيروان آن امروزه در ايران ده هزار و در هندوستان بيش از نود هزار نيست ، در اديان ديگرى كه بالذّات داراى اهميت بيشترى بوده تأثيرات عميقى داشته است . معذلك در وصف اوستا نمىتوان گفت كتابى دلپسند يا دلچسب است . درست است كه تفسير بسيارى از عبارات محل ترديد است و هرگاه به مفهوم آن پى برده شود قدر و قيمت آن شايد بيشتر معلوم گردد ، ليكن اين نكته را مىتوانم از طرف خود بگويم كه هرچه بيشتر به مطالعهء قرآن مىپردازم و هرچه بيشتر براى درك روح قرآن كوشش مىكنم بيشتر متوجه قدر و منزلت آن مىشوم ؛ اما بررسى اوستا ملالتآور و خستگى افزا و سيركننده است ، مگر آنكه به منظور زبانشناسى و علم الاساطير و مقاصد تطبيقى ديگر باشد . » آنچه را آقاى ادوارد براون از طرف خود مىگويد بايد از طرف همهء آن ايرانيانى بگويد كه قرن به قرن ، فوج فوج اوستا را رها كردند و به قرآن گرويدند . گرايش از اوستا به قرآن ، براى ايرانيان يك امر بسيار ساده و طبيعى بوده است و موردى نداشته است كه بخواهند آنچه از اوستا آموختهاند و يا عاداتى كه نسبت به سلاطين خود معمول مىداشتهاند در زير پردهء تشيع حفظ كنند و عملى نمايند . ثانياً يزدگرد پس از آنكه در پايتخت نتوانست مقاومت كند ، با دربار و حرمسراى خود در حالى كه هزار طبّاخ و هزار تن رامشگر و هزار تن يوزبان و هزار تن بازبان و جماعتى كثير از ساير خدمه همراه او بودند و او هنوز اين گروه را كم مىدانست ( 45 ) شهر به شهر و استان به استان فرار مىكرد و پناه مىجست . قطعاً اگر مردم مركز ايران مىخواستند از او حمايت كنند و جلو لشكر مهاجم را بگيرند قادر بودند ، اما او را پناه ندادند تا به خراسان رفت . در آنجا نيز حمايتى نديد و عاقبة الامر به آسيابى پناه برد و به دست آسيابان يا به دست يكى از مرزداران ايرانى كشته شد . چگونه است كه ايرانى به خود يزدگرد پناه نمىدهد ولى بعد اهل بيت پيغمبر